- ۰ نظر
- ۲۴ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۰۰
این شعر تقدیم به رهبر انقلاب اسلامی امام خامنه ای
از حقیر سراپا تقصیر با همه کمی و کاستی در شعر چرا که من کجا و شاعران
کجا ان شاء الله حضرت ماه کم ما رو بپذیرند . رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه ی دل شیخی ایذه 22/12/1390
خونین چو برگ شقایق ، رنگین چو افسانه ی دل
در هجمه ای از سکوتت ، فریاد دادی تو ما را
لبیک گوی ولی ایم ، آن پیر فرزانه ی دل
گر یاد ما او نمی کرد ، با مطلع پر زمهرش
از یاد ها رفته بودیم ، در کنج ویرانه ی دل!
ما را خدا فرصتی داد ، تا روی ماهت ببینیم
ای رهبر آشنایم ، ای جان جانانه ی دل
ما را ببخشا ولیا ، رفتیم و تنها بماندی
تو هم شهیدی و اما ، زنده به غمخانه ی دل!
آنقدر دعاگویت هستیم ، جمع شهیدان جانباز
یادی ز ما تو نمودی با بال پروانه ی دل!
هستی "امین" دو دنیا ، ای رهبر خوب دنیا
بی صبر و طاقت نمودی ، یاران مستانه ی دل
جامی ز می ما چشیدیم با گفته ی تو که گفتی
"رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانه ی دل"
گمان مبر که حسن بی ضریح و بی حرم است
کریم آل عبا هر چه هست می بخشد
خدا را شکر
روز شادی من هم آمد
پی نوشت : ولادت امام حسن علیه السلام
به عرش حق شده بزمی مهیا
امام مجتبی آمد به دنیا
از آن سو جبرئیل سرخوش از این باب
تمام عرشیان زین باره بی تاب
حسین در رحم مادر
می گفت :
انا العطشان
حسن چه می گفت ؟
پی نوشت :
گریه
این روزها
مادر حسن هم
بی تاب حسن است
پی نوشت :
15 رمضان ولادت مولا حسن علیه السلام
مظلومیت را از علی
زهر را از نبی
تیر در تابوت را از میخ درب از فاطمه
به ارث بردی
پی نوشت : گریه
چرا برایت غمگین می شوم!
تولدت نزدیک است
هان !
دلم برای مظلومیتت می سوزد
پی نوشت : 15 رمضان ولادت کریم مظلوم